سوال: یکی از دوستان من که مرجع تقلید ایشان آیت الله صانعی است دلیل فتوای ایشان مبنی بر عدم حرمت تراشیدن ریش را این طور بیان می‌کند که در صدر اسلام به دلیل نبود وسایل تراشیدن ریش این کار باعث زخمی شدن صورت می‌شد ولی اکنون با وسایلی مانند ژیلت دیگر دلیلی برای حرمت تراشیدن ریش وجود ندارد. آیا این نظر درست است و در مجموع چه دلایلی برای حرمت تراشیدن ریش وجود دارد ؟

پاسخ: ابتدا دقت بفرمایید که آقای صانعی مرجع تقلید نیست و تقلید از ایشان نیز جایز نیست. یکی از راه‌های شناخت مرجع تقلید که در همه‌ی رساله‌ها (احتمالاً حتی رساله‌ی ایشان) قید گردیده این است که: «دو نفر عالم عادل که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند، مجتهد یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته‌ی آنان مخالفت ننمایند. یا عده‌ای از اهل علم که می‌توانند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص دهند و از گفته‌ی آنان اطمینان پیدا می‌شود، مجتهد و اعلم بودن کسی را تصدیق کنند». و حال آن که اکثریت قریب به اتفاق علمایی که می‌توانند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص تشخیص دهند، نظر بر این دارند که ایشان اصلاً با مبانی آشنا نیست و صلاحیت صدور فتوا ندارد. چنان چه «پسر خواندگی» را که به نص صریح قرآن کریم حرام است را حلال اعلام نمود.

اما در باره‌ی علت و حکمت حرمت تراشیدن ریش به خاطر نبودن وسایل، یا آقای صانعی اشتباه کرده است و یا دوست شما و یا هر دو. چرا که اولاً در آن زمان هم وسایل مناسب جهت حذف موهای زائد صورت و بدن وجود داشت و ثانیاً اگر چنین بود، می‌فرمودند: مثلاً «در صورتی که به صورت جراحتی برسد حرام است». تا اگر مردمان زمان‌های دیگر این مشکل را حل کردند و علت حرمت را برداشتند، برایشان حرام نباشد. نتیجه‌ی این گونه حکمت‌تراشی‌ها برای احکام و سپس تغییر آنها این است که بگویند: این دین مال 1400 پیش بوده است و احکامش نیز متناسب با شرایط آن زمان و برای مردم آن زمان بوده است و به درد امروز نمی‌خورد.

درباره‌ی فلسفه و حکمت احکام دقت شود که احکام الهی یک یا دو حکمت و اثر ندارد که اگر بر طرف شد، حکم موضوعیت نداشته باشد. به عنوان مثال خداوند توسط پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم فرمود: گوشت خوک حرام است و مسلمانان نیز بدون دانستن علت آن را قبول کردند. بعدها عده‌ای به فکر یافتن مضرات گوشت خوک افتادند و کشف کردند که در گوشت خوک کرم‌های خاصی وجود دارد. عده‌ای گفتند لابد علت تحریم همین کرم‌ها بوده است! سپس علم پیشرفت کرد و با بخار یا حرارت و ... آن کرم‌ها را از بین بردند. آیا گوشت خوک حلال شد؟ خیر.

تحقیقات ادامه یافت تا کشف کردند هنوز کرم‌های ریز دیگری وجود دارد که با حرارات و ... از بین نمی‌رود. عده‌ای گفتند: پس لابد علت تحریم این بوده است. بعدها علم و صنعت آنها را هم از بین برد. آیا حلال شد؟ خیر.

امروزه دانشمندان انگلیسی دریافته‌اند که گوشت هر حیوانی، برخی از حالات و طینت آن حیوان را منتقل می‌کند و عده‌ای می‌گویند: این همان علت تحریم است. حال اگر زمانی این زیان نیز از بین برود، آیا گوشت خوک حلال می‌شود؟! خیر. هنوز حکمت‌های دیگری باقیست.

در گذشته گمان می‌کردند که طلا به خاطر زینت بودنش بر مرد حرام است! در حالی که زینت بر مرد نه تنها حرام نیست، بلکه مستحب هم هست. ولی طلا حرام است. امروزه فهمیده‌اند که ارتباط طلا با پوست بدن مرد سبب تضعیف قوه‌ی باء (شهوت مردانه) در او می‌شود. آیا حکمت حرمت استفاده از طلا برای مرد فقط این است و اگر کسی بگوید من یک لایه روی آن می‌کشم تا با پوست من ارتباط پیدا نکند، حلال می‌شود؟! خیر.

تراشیدن ریش به طور کامل، یکی از مضراتش جراحت صورت است و اگر با بهترین ژیلت‌ها نیز تراشیده شود، عصب صورت و مویرگ‌های ریز و ... پاره می‌شوند و به همین دلیل پزشکان به زنان نیز توصیه می‌‌کنند که برای حذف موهای زاید صورت و بدن خود، از تیغ یا ژیلت (که مارک یک نوع تیغ است) استفاده ننمایند. علت دیگرش زائل کردن زیبایی مردانه است، چرا که ریش (محاسن) است. علت دیگرش شبیه کردن صورت مرد به زن و تأثیر این امر در بروز ناهنجاری‌های رفتاری در فرد و اجتماع است... و علت‌ها و حکمت‌های دیگر نیز دارد.

و مهم‌تر از همه آن که حکمت اصلی اطاعت از فرامین الهی و احکام شرع مقدس اسلام، اطاعت از الله، رسول و اولی‌الامر، یعنی بندگی است و نه آثار و خواص آن. هر چند که احکام الهی آثار مطلوب خود در بدن و روح را دارد و انجام آنها زمینه را برای تقویت و استحکام ایمان فراهم می‌نماید.

چطور امام علی(ع) در نماز انگشتری دادند؟

 اخلاص امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خاص و عام زبانزد است، اما چگونه در هنگام نماز متوجه ورود سائل شد و به وی انگشتر دارد؟

پاسخ: اصل این سؤال که گاهی به صورت شبهه طرح می‌گردد، ناشی از تعریف نادرست از «اخلاص» و هم چنین ضعف شناخت از مقام «ولایت» است.

بدون شک دادن انگشتری به سائل از چنان شدت درجه‌ی اخلاصی برخوردار بوده که نه تنها خداوند کریم در کلام وحی بدان اشاره نموده است، بلکه این عمل را از نشانه‌های «ولی شناسی» قرار داده است. چنان چه می‌فرماید:

إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاه وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏ (المائده – 55)

جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و هم چنان كه در ركوع‌اند انفاق مى‏كنند.

از آیه صریح فوق چند نتیجه‌ی اجمالی می‌توان اخذ نمود:

1- [به رغم انکار برخی] چنین حادثه‌ای اتفاق افتاده است که خداوند فاعل آن را به عنوان «ولی» معرفی می‌نماید.

2- شدت اخلاص لله در این امر به حدی بوده که خداوند آن را از نشانه‌های «ولی‌شناسی» قرار داده است.

3- اهدای انگشتری در حال رکوع امام (ع) منعی نداشته که خداوند آن را تأیید نموده است.

برای درک و شناخت بیشتر، لازم است به چند نکته‌ی ذیل اشاره شود:

الف - معنای اخلاص چنین نیست که مخلص (حضرت امیر علیه‌السلام یا هر کس دیگری) از هر امری غافل شود، که اگر چنین بود، لازم می‌آمد تا پیامبر‌اکرم (ص) و سایر معصومین (ع) حتی از ظواهر نماز مثل ارکان و اذکار نماز ـ که عملی دنیایی و جسمانی است – غافل شوند و به محض آن که نیت نموده و تکبیر گفتند، همه‌ی امور و از جمله صورت نماز را فراموش کنند و فقط محو جمال و جلال الهی گردند.

ب – فرض غفلت مقام ولایت «از کلیه‌ی امور»، نه تنها اثبات «غفلت» آنان (حتی برای یک ثانیه) است، بلکه با عصمت آنان نیز منافات دارد.

ج – اگر مقام «ولایت» و خلیفه‌ی خدا در زمین لحظه‌ای توجه‌اش از عالم خلقت منفک شود، فیض الهی منقطع و عالم معدوم می‌گردد.

د – معنای شدت اخلاص این است که عبد مؤمن و مخلص (معصومین ع)، لحظه‌ای [حتی به اندازه‌ی یک چشم به هم زدن] از یاد خدا غافل نمی‌شوند. لذا توجه آنها به عالم و امورات آن نیز به امر خدا و برای خدا صورت می‌پذیرد که عین عبادت و بندگی مخلصانه است.

و – متأسفانه ما برای درک و شناخت، معصومین (ع) را که انسان‌های کامل و اشرف مخلوقات هستند با خودمان قیاس می‌کنیم! و این خطای بزرگی است، چرا که ما ناقص هستیم. به عنوان مثال اگر در نماز متوجه موضوع دیگری شویم، حتماً از یاد خدا غافل شده‌ایم. اما معصومین (ع) چنین نیستند و ما چاره‌ای نداریم جز آن که آنان را با معرفی خودشان بشناسیم و نه با قیاس به خودمان. ائمه علیهم‌السلام می‌فرمایند:

قلوبنا اوعيه لمشية الله، فاذا شاء شئنا. (بحار الانوار،ج52، ص 51)

قلب‌های ما، ظرف‌های مشیت الهی است، پس چون او خواست، ما خواهیم خواست.

پس، همه‌ی نیات و اعمال آنها الهی و در کمال اخلاص است و عمل یا سخنی از آنان به جز به امر الهی صادر نمی‌گردد و از جمله اهدای انگشتری است.

نکته‌ی مهم دیگری که باید در مقام اخلاص به آن توجه توجه شود «اطاعت امر ولی» است. نماز یک امر الهی است و هم چنین نمازهای متسحبی یا نوافل (که ظاهراً حضرت در حال نماز مستحبی بودند) و زکات انگشتری به سائل نیز امر الهی بوده است.

متأسفانه ما مقام و منزلت «ولایت» را – از ولایت خداوند متعال گرفته تا ولایت رسول و اولی‌الامر و ولی‌فقیه – نشناخته‌ایم. برای روشن‌تر شدن موضوع و اهمیت اطاعت از امر «ولی» به نکته‌ی ذیل دقت فرمایید:

- روزی حضرت رسول اکرم (ص) وارد مسجد شدند و شخصی را که در نماز بودند صدا کردند. وی پس از اتمام نماز خدمت رسید و عرض کرد، امر بفرمایید یا رسول‌الله (ص). ایشان فرمودند: چرا همان موقع که صدایت کردم پاسخ ندادی؟ او عرض کرد: در نماز بودم.

حضرت به او فرمود: باید نمازت را می‌شکستی و دعوت مرا لبیک می‌گفتی. مگر در قرآن کریم نخوانده‌ای که خداوند فرمود:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُون‏ (الانفال – 24)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرا خوانند كه زندگيتان مى‏بخشد دعوتشان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و قلبش حايل است و همگی به پيشگاه او گرد آورده شويد.

به طور قطع اگر ما هم به جای آن فرد بودیم – اگر چه امر نماز و امر اطاعت از رسول و سایر اوامر الهی را از طریق ایشان آموخته‌ایم – اما گمان می‌کردیم که ادامه‌ی نماز صحیح‌تر از پاسخ دعوت «ولی‌امر» است!

اما اهل عصمت (ع) که دل‌هایشان ظرف مشیت الهی است و خواست‌شان بر اساس خواست خداوند متعال است و جز به خواست او سخنی نگفته و کاری نمی‌کنند، به آداب ولایت‌پذیری و اطاعت از «ولی» کاملاً علم دارند و عمل می‌نمایند. پس، اگر مشیت خدا بر آن بود که بنده‌اش در حال رکوع انگشتری به زکات دهد، می‌دهد و به خداوند عرض نمی‌کند: که فعلاً در حال نماز هستم و نمی‌توانم کار دیگری انجام دهم. صبر بفرمایید تا نمازم تمام شود! اما حضرت علی علیه‌السلام که با اخلاص تمام مطیع امر مولا است، هم نمازش به امر خدا و برای خداست و هم زکاتش به امر خدا و برای خداست.(سايت شبهه)پاسخ به شبهات(اعتقادي-كلامي-قرآني و...)