پرچم مبارزه را جز افراد بصیر، بااستقامت و عالم به حق، بدوش نمىكشند
امِينُ وَحْيِهِ، وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ، وَ بَشِيرُ رَحْمَتِهِ، وَ نَذِيرُ نِقْمَتِهِ.
اءَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اءَحَقَّ النَّاسِ بِهذَا الْاءَمْرِ اءَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ، وَ اءَعْلَمُهُمْ بِاءَمْرِ اللَّهِ فِيهِ، فَإِنْ شَغَبَ شاغِبٌ اسْتُعْتِبَ فَإِنْ اءَبَى قُوتِلَ، وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كانَتِ الْإِمَامَةُ لا تَنْعَقِدُ حَتَّى تَحْضُرَها عَامَّةُ النَّاسِ فَما إِلَى ذلِكَ سَبِيلٌ، وَ لَكِنْ اءَهْلُها يَحْكُمُونَ عَلَى مَنْ غابَ عَنْها، ثُمَّ لَيْسَ لِلشَّاهِدِ اءَنْ يَرْجِعَ، وَ لا لِلْغائِبِ اءَنْ يَخْتارَ.
اءَلا وَ إِنِّي اءُقاتِلُ رَجُلَيْنِ: رَجُلاً ادَّعَى مَا لَيْسَ لَهُ، وَ آخَرَ مَنَعَ الَّذِي عَلَيْهِ.
اءُوصِيكُمْ عِبادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّها خَيْرُ ما تَواصَى الْعِبَادُ بِهِ، وَ خَيْرُ عَواقِبِ الْاءُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ، وَ قَدْ فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اءَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلا اءَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ، فَامْضُوا لِما تُؤْمَرُونَ بِهِ، وَقِفُوا عِنْدَ، مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ، وَ لا تَعْجَلُوا فِي اءَمْرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنُوا، فإِنَّ لَنا مَعَ كُلِّ اءَمْرٍ تُنْكِرُونَهُ غِيَرا.
پيامبر اسلام (ص) امين وحى پروردگار، و خاتم پيامبران، و بشارت دهنده رحمت، و بيم دهنده كيفر الهى است.
اى مردم! سزاوارترين اشخاص به خلافت، آنكه در تحقق حكومت نيرومندتر، و در آگاهى از فرمان خدا داناتر
باشد، تا اگر آشوبگرى به فتنه گرى برخيزد، به حق باز گردانده شود، و اگر سر باز زد با او مبارزه شود. بجانم
سوگند! اگر شرط انتخاب رهبر، حضور تمامى مردم باشد هرگز راهى براى تحقق آن وجود نخواهد
داشت، بلكه آگاهان داراى صلاحيت و راى، و اهل حل و عقد (خبرگان ملت) رهبر و خليفه را
انتخاب مى كنند، كه عمل آنها نسبت به ديگر مسلمانان نافذ است، آنگاه نه حاضران بيعت كننده، حق
تجديد نظر دارند و نه آنان كه در انتخابات حضور نداشتند حق انتخابى ديگر را خواهند داشت. آگاه باشيد! من با
دو كس پيكار مىكنم، كسى چيزى را ادعا كند كه از آن او نباشد، و آن كس كه از اداى حق سر باز زند.
اى بندگان خدا! شما را به تقوى و ترس از عذاب خدا سفارش مىكنم، زيرا تقواى الهى بهترين سفارش مومنان،
و بهترين پايان نامه كار در پيشگاه خداست،
مردم! هم اكنون آتش جنگ بين شما و اهل قبله شعله ورشده است، و اين پرچم مبارزه را جز افراد آگاه
و بااستقامت و عالم به جايگاه حق بدوش نمىكشند بنابراين آنچه فرمان دادند انجام دهيد، و از آنچه
نهى كردند توقف كنيد، و در هيچ كارى تا روشن نشود شتاب نكنيد، زيرا در آنچه شما اكراه داريد توان تغييراتى داريم.
نکته ضروری
این که امام علی(ع) فرمودند(وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كانَتِ الْإِمَامَةُ لا تَنْعَقِدُ حَتَّى تَحْضُرَها عَامَّةُ النَّاسِ فَما إِلَى ذلِكَ سَبِيلٌ،
وَ لَكِنْ اءَهْلُها يَحْكُمُونَ عَلَى مَنْ غابَ عَنْها، ثُمَّ لَيْسَ لِلشَّاهِدِ اءَنْ يَرْجِعَ، وَ لا لِلْغائِبِ اءَنْ يَخْتارَ :بجانم سوگند! اگر
شرط انتخاب رهبر، حضور تمامى مردم باشد هرگز راهى براى تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلكه آگاهان داراى
صلاحيت و راى، و اهل حل و عقد (خبرگان ملت) رهبر و خليفه را انتخاب مى كنند، كه عمل آنها نسبت به ديگر
مسلمانان نافذ است، آنگاه نه حاضران بيعت كننده، حق تجديد نظر دارند و نه آنان كه در انتخابات حضور نداشتند
حق انتخابى ديگر را خواهند داشت.) احتجاج به ادله عقلی می باشد.چرا که طبق امر الهی و دستور وحیانی
امامت امت و ولایت امور از آن علی و اولاد مطهر علی(ع) است و حریم این ذوات مقدسه از رأی و نظر خبرگان
امت نیز منزه است چرا که اراده ی تشریعی الهی بدان تعلق گرفته است.حضرت روحی له الفداء می خواهند
بفرماید که اگر مبنای وحیانی را برای انتخاب رهبر و پیشوا قبول ندارید باید لاأقل به این روش عقلایی پذیرای
رهبر خود باشید(یعنی با ادله ی خصم به ایشان احتجاج می کند و این نشان از اهمیت و ضرورت وجود رهبری و
حفظ وحدت امت اسلامی و از طرفی علامتی است بر اوج غربت و عمق مظلومیت این امام فانی در اراده و
مشیت الهی) البته این فراز نورانی برای زعامت مسلمین در دوران غیبت یک دستور العمل متقن می باشد چرا
که اولا فقیهان امت دارای منصب انتسابی به صورت خاص از سوی حضرت حق جل جلاله نبوده و ثانیا باید
بوسیله نخبگان فقهی عادل امت یک فرد عالم عادل برای تولیت امور دنیوی و اخروی مسلمین انتخاب شود.