تعیین مقدّرات در شب قدر با اختیار انسان چگونه سازگاری دارد

 
شب قدر به اين جهت "قدر" ناميده شده كه جميع مقدّرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مى شود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مى فرمايد: « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ *فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » ما اين كتاب مبين را در شبى پر بركت نازل كرديم، و ما همواره انذار كننده بوده ايم، در آن شب كه هر امر استوار و حکیمی تنظيم و تعيين مى گردد.

اين بيان هماهنگ با روايات متعددى است كه مى گويد: در آن شب، مقدّرات يك سال انسان ها تعيين مى گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر، در آن ليله مباركه تفريق و تبيين مى شود.

البته اين امر هيچ­گونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسئله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهى به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگي ها و لياقت هاى افراد و ميزان ايمان و تقوى و پاكى نيّت و اعمال آنها است.

يعنى براى هر كس آن چیزی را مقدر مى كنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر زمينه هايش از ناحيه خود او فراهم شده، و اين نه تنها منافاتى با اختيار ندارد، بلكه تأكيدى بر آن است.

با توجه به اختلاف ساعت در کره زمین، آیا شب قدر در جاهای مختلف می تواند متفاوت باشد؟ اگر اینگونه باشد پس با آیات قرآن تناقض دارد؟

در خصوص این امر پاسخ های گوناگونی داده شده، مثلا می توان گفت از آن جا که شب عبارت است از تاریکی و نرسیدن نور خورشید به آن قسمت از کره زمین که رو به روی خورشید قرار ندارد. و چون تاریکی همراه با گردش زمین در حرکت است و یک دوره کامل آن در بیست و چهار ساعت انجام می ‏شود، ممکن است شب قدر یک دوره کامل شب در تمام نقاط کره زمین باشد؛ یعنی مدت بیست و چهار ساعت تاریکی که تمام نقاط زمین را زیر پوشش قرار می ‏دهد، که آغاز آن از یک نقطه فرضی روی کره زمین شروع می‏شود و در همان نقطه پایان می‏ گیرد.

بنابراین هیچ اشکالی وجود ندارد که شب قدر در دو منطقه با یک روز یا یک شب متفاوت باشد. اتفاقا این امر با روایاتی که تاکید می کند. فضیلت روز قدر (روزی که بعد از شب می آید) هم مانند شب قدر است تا حدودی تأیید می شود، زیرا وقتی برای ما شب قدر پایان یافته، هنوز برای مردم منطقه دیگری از زمین شب قدر پایان نیافته است.

شب قدر کدامیک از شب‌های ماه رمضان است؟

 

 

 
 
با کنار هم قرار دادن برخی از آیات قرآن می‌توان کشف کرد که شب قدر در ماه رمضان قرار دارد. اما اینکه شب قدر در کدامیک از شب‌های ماه رمضان قرار دارد در قرآن کریم بیان نشده است.
 
در آیه 185 سوره بقره می‌خوانیم: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی‏ وَ الْفُرْقانِ» « ماه رمضان که در آن قرآن فرود آمد تا رهنمودی برای مردم و نشانه‏‌های روشنی از هدایت به سوی حق‏ و مایه‏ جدایی و تشخیص‏ حق از باطل شود.»

از این آیه می‏‌توان دریافت که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده است.

از سوی دیگر در آیه اوّل سوره قدر می‌خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ»«ما آن قرآن‏ را در شب قدر نازل کردیم.»

از این آیه روشن می‌‏شود که زمان نزول قرآن، شب قدر است؛ بنابراین، از کنار هم قرار دادن این دو آیه، به دست می‏‌آید که شب قدری که قرآن نیز در آن نازل شده در ماه مبارک رمضان قرار دارد.
اما در خصوص اینکه شب قدر در کدامیک از شب‌های ماه رمضان قرار دارد قرآن کریم سخنی نگفته است و روایاتی که از اهل بیت(علیهم السلام) در خصوص تعیین شب قدر نقل شده، به پنج دسته قابل تقسیم‌اند: 

دسته اول: روایاتی که شب قدر را در یکی از شب‌های دهه آخر ماه رمضان می‌دانند:

در روایتی می‌خوانیم که از امام باقر(ع) در خصوص تفسیر آیه:« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَة: ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم. » سؤال شد. حضرت فرمود: «نَعَم، هِیَ لَیلَةُ القَدر، وهِیَ مِن کُلِّ سَنَةٍ فی شَهرِ رَمَضانَ فِی العَشرِ الأَواخِرِ»«آری. آن، شب قدر است. آن شب، در هر سال، در ماه رمضان و در دهه آخر آن است.»

دسته دوم. روایاتی که می‌گویند: شب قدر را در یکی از سه شب: نوزدهم، بیست ویکم و بیست و سوم بجویید.

در روایتی از امام صادق(ع) در خصوص شب قدر سؤال شد حضرت فرمود:« اطْلُبْهَا فِی تِسْعَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَی وَ عِشْرِینَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ.»  « آن را در شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم بجوی».

دسته سوم. روایاتی که می‌گویند: شب قدر، در یکی از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم است.

در روایتی از امام باقر(ع) درباره شب قدر سؤال شد، حضرت فرمود:« فی لَیلَتَینِ: لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ، وإحدی وعِشرینَ» «در دو شب است: شب بیست و سوم و بیست و یکم» راوی می‌گوید از حضرت پرسیدم که یکی از این دو شب را برایم تعیین کن. حضرت فرمود:« وما عَلَیکَ أن تَعمَلَ فی لَیلَتَینِ هِیَ إحداهُما؟!» « «چه عیبی دارد که در دو شبی که شب قدر یکی از آن دوست، اعمال را بجا آوری؟!»

دسته چهارم. روایاتی که شب بیست و سوم را، شب قدر می‌دانند. 

در روایتی از رسول خدا (ص) می‌خوانیم:« لَیلَةُ القَدرِ لَیلَةُ ثَلاثٍ وعِشرینَ» « شب قدر، شب بیست و سوم است.»

در روایت دیگری می‌خوانیم که شخصی به نام عبد اللّه بن اُنَیس جُهَنی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: « یا رَسولَ اللّه، إنّی رَجُلٌ شاسِعُ الدَّارِ فَأمُرنی بِلَیلَةٍ أنزِلُ فیها» « ای پیامبر خدا! من مردی هستم که خانه‌ام دور است. یک شب را دستور بده که بیایم و در مدینه بمانم.» حضرت فرمود:« اِنزِل لَیلَةَ ثَلاثٍ وعِشرینَ» « «شب بیست و سوم بیا». 

دسته پنجم. روایاتی که دلالت می‌کنند بر این که شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، هر کدام به گونه‌ای در تعیین سرنوشت انسان‌ها و امور آنان نقش دارد؛ ولی نقش اساسی و نهایی، مربوط به شب بیست و سوم است.

در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم:« التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ، والإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی و عِشرینَ، وَالإِمضاءُ فی لَیلَةِ ثَلاثٍ وعِشرینَ » « مُقَدَّر شدن (سرنوشت)، در شب نوزدهم است و محکم ساختن، در شب بیست و یکم و امضا (حتمی سازی)، در شب بیست و سوم.» 

نکته‌ای که در پایان لازم به ذکر است این است که گرچه در روایات برخی شب‌های ماه رمضان به صورت احتمالی به عنوان شب قدر معرفی شده‌اند و احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم از همه بیشتر دانسته شده، اما به جهت مصالحی شب قدر به صورت قطعی معین نشده است.

یکی از مصلحت‌هایی که برای عدم تعیین دقیق شب قدر در روایات آمده، این است که اگر یک شب به صورت قطعی تعیین می‌شد، مردم به همان یک شب اکتفاء می‌کردند و خود را از فیض عبادت در شب‌های دیگر محروم می‌کردند و لذا برای اینکه مردم فرصت و مهلت بیشتری برای عبادت داشته باشند این شب به صورت قطعی مشخص نشده است.

در روایتی می‌خوانیم که از حضرت علی(ع) در خصوص شب قدر سؤال شد حضرت فرمود:« مَا أَخْلُو مِنْ أَنْ أَکُونَ أَعْلَمُهَا فَأَسْتُرَ عِلْمَهَا وَ لَسْتُ أَشُکُّ أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا یَسْتُرُهَا عَنْکُمْ نَظَراً لَکُمْ لِأَنَّکُمْ لَوْ أَعْلَمَکُمُوهَا عَمِلْتُمْ فِیهَا وَ تَرَکْتُمْ غَیْرَهَا وَ أَرْجُو أَنْ لَا تُخْطِئَکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.»  « خالی از این نیستم که آن را بدانم لکن از شما پنهان می کنم. شک ندارم که خداوند به خاطر نظر رحیمانه به شما آن را از شما می‌پوشاند، چون اگر آن را به شما اعلام می‌کرد، در همان شب عمل می‌کردید و در غیر آن شب، عبادت را ترک می‌کردید. و امید آن دارم که اگر خدا بخواهد، شب قدر را به خطا نگیرید.»


 

وصیت نامه ی  امام  علی(ع)

 

در نهج البلاغه نيز در نامه شماره 47 اجمالى از اين وصيت آمده و خلاصه‌‏اى از آن در كشف‌الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را علامه مجلسى(ره) در بحارالانوار نقل كرده و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى‌كنيم.

ابوالفرج در «مقاتل‌الطالبيين» روايت كرده كه پس از ضربت خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها، هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخم‌ها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين التمر به دست خالد بن وليد اسير و در كوفه ساكن شده بود.

اين طبيب همين كه زخم سر آن حضرت را ديد، دستور داد شُش گوسفندى را بياورند و از ميان آن رگى را بيرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بيرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «اى امير مؤمنان، هر وصيتى دارى، بكن كه ضربت شمشير اين دشمن خدا به مغز سر رسيده و معالجه سودى ندارد.» 
در اين وقت بود كه اميرالمؤمنين كاغذ و قلم و دواتى طلبيد و شروع به وصيت كرد.

بسم ‏الله الرحمن الرحيم
اين وصيتنامه‌اى است كه اميرالمؤمنين، على بن ابيطالب بدان وصيت مى‏‌كند: گواهى مى‏‌دهد كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و شريك ندارد و نيز گواهى می‌دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمايى و دين حق فرستاد تا بر همه اديان پيروزش كند، هرچند مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شريكى براى او نيست و بدان مأمور گشته‌‏ام و منم از نخستين مسلمانان».

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسى‏ كه اين وصيتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مى‏ كنم و بايد نميريد جز اينكه مسلمان باشيد و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد، زيرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنيدم كه مى‏ فرمود: اصلاح دادن ميان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دين را تباه ساخته و از بين مى‌‏برد، افساد ميان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظيم [نيرويى جز به وسيله خداى بزرگ نيست]. 
به خويشان و ارحام خويش توجه داشته باشيد و به آنان پيوند كنيد، صله رحم كنيد تا خداوند در روز قيامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، درباره يتيمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‎‏تان نوبت قرار ندهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه نگاهشان داريد).

الله الله فى جيرانكم، فانهم وصيه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره همسايگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پيوسته درباره آنان توصيه مى‏ فرمود، به اندازه اى كه ما گمان كرديم براى همسايگان از همسايه خود ارث قرار م ى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است كه سهمى در مالشان براى همسايه تعيين كرده!

الله الله فى القرآن، فلايسبقكم الى العمل به احد غيركم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسى به عمل‏كردن بدان بر شما سبقت جويد.

الله الله فى الصلاه فانه خير العمل وانها عمود دينكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره نماز، زيرا كه نماز ستون دين شماست.

الله الله فى بيت ربكم لاتخلوه ما بقيتم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستيد، آن خانه از شما خالى‏ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شويد و به عذاب دچار مى‏‌شويد و اگر از شما خالى ماند، كيفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزكاه فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرو نشاند.

الله الله فى شهر رمضان فان صيامه جُنه من النار: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره روزه ماه رمضان، زيرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساكين فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره بينوايان و مسكينان و آنها را در زندگى خود شريك سازيد و از خوراك و لباس خود به آنها نيز بدهيد.

الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره پيكار كردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خويش.

الله الله فى ذريه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره امت پيغمبرتان، مبادا در ميان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره اصحاب پيغمبرتان؛ زيرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.

الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره زيردستانتان، غلامان و كنيزان، زيرا كه آخرين سفارش و وصيت رسول خدا(ص) اين بود كه فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زيردست شما هستند، سفارش مى‏‌كنم».

آنگاه فرمود:
الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسيد؛ چه، هر كس به شما ستم كند يا انديشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفايت فرمايد. 
با مردم به نيكى سخن بگوييد، همان گونه كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نشود و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روى‏ گردانيدن از هم و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پيغمبرش را در حق شما حفظ فرمايد، اكنون با شما وداع مى‏‌كنم و شما را به خدا مى‏‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏‌خوانم.

خطبه‌ای که پیامبر(ص) در آن بر مظلومیت علی(ع) گریه کرد

 

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.
ثُمَّ بَکَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی. فَقَالَ علیه‌السلام  فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِکَ.
 ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَةِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّکَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ فی عِبَادِهِ.
 
ای علی! بر این می‌گریم که حرمت تو را در این ماه می‌شکنند. گویا می‌بینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی می‌زند.
مشرق- امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی برای ما خطبه‌ای درباره فضائل ماه مبارک رمضان خواند......
در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

سپس گریست. گفتم: ای پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟
فرمود: ای علی! بر این می‌گریم که حرمت تو را در این ماه می‌شکنند. گویا می‌بینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی می‌زند و محاسنت، از خون سرت رنگین می‌شود.

گفتم: ای پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟

فرمود: دینت، سالم است.

سپس فرمود: ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستی، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من.

خدای متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا برای پیامبری، و تو را برای امامت، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند، نبوّت مرا انکار کرده است.

ای علی! تو وصیّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستی، در حال حیاتم و پس از مرگم، فرمان تو، فرمان من است و نهی تو، نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویی و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.

خاندان سرشته شده به نور و عصمت

 الإمام الحسن عليه‌السلام: إنّا أهلُ بَيتٍ أكرَمَنَا اللّه ُ بِالإِسلامِ، و اختارَنا و اصطَفانا و اجتَبانا، فَأَذهَبَ عَنَّا الرِّجسَ و طَهَّرَنا تَطهيرًا، و الرِّجسُ هُوَ الشَّكُّ ، فَلا نَشُكُّ فِي اللّه ِ الحَقِّ و دينِهِ أبَدًا، وطَهَّرَنا مِن كُلِّ أفنٍ و غَيَّةٍ.

امام حسن مجتبی عليه‌السلام می فرمایند: ما از خاندانى هستيم كه خداوند با اسلام گراميمان داشته است و ما را برگزيده، انتخابمان كرده است و هر گونه پليدى و رجس را از ما دور كرده و كاملاً پاكمان گردانيده است. 
پليدى و رجس، همان شكّ است و ما هرگز در وجود خداى حقّ و دين او ترديد نمى‌كنيم. خداوند ما را از هرگونه سست رأيى و گمراهى پاك گردانيده است.

لب الباب صادق آل محمد(ص)

 

1.انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر.
خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند.  (من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1)
 
2. اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.
آنگاه که روزه می گیری باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند.«یعنی از گناهان پرهیز کند.»  (الکافی ج 4 ص 87، ح 1)
 
3. عن الصادق علیه السلام فی قول الله عزوجل «واستعینوا بالصبر و الصلوة »،  قال: الصبر الصوم.
خداوند عزو جل که فرموده است:از صبر و نماز کمک بگیرید، صبر، روزه است. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3)
 
4. صدقه درهم افضل من صیام یوم.
یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبی برتر و والاتر است.  (وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6)
 
5. من صام لله عزوجل یوما فی شدة الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتی اذا افطر.
هر کس که در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می گمارد تا دست به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامی که افطار کند.    (الکافی، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247)
 
6. للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است: 1. هنگام افطار،  2.هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)
(وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح 6 و 26)
 
7. من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلک صیام ثلاثة ایام من کل شهر.
هر کس کار نیکی انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.   (وسائل الشیعه، ج 7، ص 313، ح 33)
 
8. من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرین متتابعین.
هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پی در پی را برایش محسوب می کند.  (وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22)
 
9. من فطر صائما فله مثل اجره
هر کس روزه داری را افطار دهد، برای او هم مثل اجر روزه دار است.   (الکافی، ج 4 ص 68، ح 1)
 
10. من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه
هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد – روح ایمان از او جدا می شود.  (وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5)
 
11. راس السنة لیلة القدر یکتب فیها ما یکون من السنة الی السنة.
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته می شود.   (وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8)
 
12. قیل لابی عبد الله (علیه السلام)،   کیف تکون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر.
از امام صادق (علیه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است.  (وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2)
 
13. التقدیر فی لیلة تسعة عشر و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین.
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام می گیرد و تصویب آن در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست سوم.  (وسائل الشیعه، ج 7 ص 259)
 
14. ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة یعنی الفطرة کما ان الصلوة علی النبی (صلی الله علیه و آله) من تمام الصلوة.
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنی فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمال نماز است.   (وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5)

طوبای محبت و مشکات هدایت

 


إنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ رَغبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ رَهبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ شُكرا فَتِلكَ عِبادَةُ الأَحرارِ وهِيَ أفضَلُ العِبادَةِ؛
 
 امام حسین علیه‌السلام فرمودند: برخى خدا را به شوق [بهشت] مى‌پرستند، اين پرستشِ سوداگران و تجار است. گروهى خدا را از ترس مى‌پرستند، اين پرستشِ بردگان است. و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى مى‌پرستند كه اين پرستشِ آزادگان وبرترين نوع پرستش است.