فرازی در مورد زیارت عاشورا

 

 درباره زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) روایات فراوانى وجود دارد و در‌باره زیارت عاشوراى معروف، احادیثی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده اما در عین حال سؤالاتی نیز در این حوزه درباره متن زیارت عاشورا و مسائل دیگر درباره آن مطرح شده است.
 
حجت‌الاسلام جعفری‌پور، مسئول پاسخگویی مرکز تخصصی نماز به برخی شبهات پیرامون متن زیارت عاشورا پاسخ می‌دهد.
 
زیارت عاشورا از کلام کدام امام معصوم صادر شده است؟
 
زیارت عاشورا آن گونه که از روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی به دست می‌آید، از جانب خداوند و حدیث قدسی است، یکی از تفاوت‌های حدیث قدسی با قرآن این است که رساندن آیات قرآن بلافاصله بعد از نزول آن به همه مردم واجب است، ولی ممکن است یک حدیث قدسی از جانب خداوند به پیامبر اکرم(ص) عرضه شود، بدون آنکه پیامبر(ص) آن را به یک نفر هم بگوید یا فقط به افراد خاص مثل سلمان و مقداد و … تعلیم دهد.
 
زیارت عاشورا توسط خداوند بیان و توسط جبرئیل امین برای پیامبر اکرم(ص) هدیه آورده شد و امیرمؤمنان(ع) به امام مجتبی(ع) و ایشان به برادرش امام حسین(ع) و ایشان به امام سجاد(ع) و ایشان به فرزندش امام باقر(ع) و او به امام صادق(ع) انتقال دادند تا اینکه در زمان امام باقر و امام صادق(ع) که موقعیت بهره‌مندی خواص شیعیان از این حدیث قدسی ایجاد شد، امام باقر(ع)به علقمه و امام صادق آن را صفوان بن مهران در نجف آموزش دادند، ولی تنها روایتی که زیارت عاشورا را حدیث قدسی معرفی می‌کند روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی است.
 
 
چرا زیارت عاشورا بعد از شهادت امام حسین(ع) توسط امام سجاد(ع) به شیعیان آموخته نشد؟
 
اوج فتنه و ظلم بنی‌امیه در کربلای معلی در روز عاشورا اتفاق افتاد، بنابراین دستگاه اموی برای تثبیت موقعیت خودش هر قیامی را سرکوب می‌کرد، همانند قیام توابین، قیام مختار و قیام حرّه در چنین موقعیتی با چنین خفقان کسی انتظار دارد که لعن یزید و معاویه و ابوسفیان که در زیارت عاشورا علناً آمده است، توسط شیعیان بیان شود، اما در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که زمان اختلاف بین بنی‌مروان و بنی‌العباس است، آن خفقان شدت خود را از دست داده است، به همین خاطر امام باقر و امام صادق(ع) به بیان آن پرداختند.
 
زیارت عاشورا اولین بار در چه کتاب‌هایی ذکر شده است؟
 
زیارت عاشورا به نقل از علقمه بن محمد حضرمی از امام باقر(ع) در کتاب کامل الزیارات و زیارت عاشورا به نقل از صفوان بن مهران از امام صادق(ع) در کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی شده است و زیارت عاشورای مشهور که در مفاتیح الجنان آمده است، همان زیارت کتاب مصباح المتهجد است.
 
اعتبار سند زیارت عاشورا در چه حد است؟
 
-زیارت عاشورا دارای دو سند و سه طریق است که با توجه به کتاب‌های علم رجال اشخاصی که در سند زیارت قرار گرفته‌اند همه مورد اعتماد هستند:
 
۱- نقل صالح بن عقبه
۲- نقل سیف بن عمیره
۳- نقل محمد بن خالد طیالسی 
که هر کدام توسط شیخ طوسی در کتاب فهرست اسناد آن آمده است.
 
ویژگی‌های منحصر به فرد زیارت عاشورا چیست؟
 
حدیث قدسی بودن، ثواب و آثار منحصر به فرد، لعن برخی اشخاص، ذکر مهدویت و انتقام از دشمنان حضرت که در دو جای زیارت امام منصور و امام هدی آمده که این خود اشاره به ابراز اعتقاد به انتقام مهدوی در زمان اهل بیت(ع) دارد،‌ سجده در مقابل خداوند در انتهای زیارت که این اوج پیوستگی زیارت امام حسین(ع) با عبودیت خداوند است که در هیچ زیارتی غیر از زیارت عاشورا در آخر آن سجده وجود ندارد،‌ دستور به انجام هر روزه آن هر چند زیارت عاشورا زیارت مخصوص روز عاشوراست، ولی در سایر روزهای ایام سال به قصد برآورده شدن حاجت و بهره‌مندی از آثار و ثواب‌های آن امام باقر و امام صادق(ع) توصیه کردند.
 
عبارات زیارت عاشورا چند بخش است؟
 
 دارای دو بخش کلی «خطابی» یعنی خطاب به امام حسین، «درخواستی» یعنی خطاب به خداوند است:
«خطاب به امام حسین» که از وضعیت خود و درخواست‌های خود خبر می‌دهیم:
– تسلیم: السلام علیک …
– تعزیت :لقد عظمت الرزیه
– تضمین: انی سلم لمن …
– تبرئه: وابرا الی الله …
– تفدیه: بابی انت وامی
– مهدی یاوری: ان یرزقنی طلب …
– تقرب: انی اتقرب الی الله …
– توسل: بموالاتکم
– همراهی: معکم فی الدنیا
– درک شفاعت: یبلغنی المقام المحمود
– پاداش کامل: افضل ما یعطی
– لعن شخص: لعن الله آل زیاد…
– لعن شخصیت: دفعتکم عن مقامکم
– ثبوت در قدم: قدم صدق
«درخواست از خداوند»
-وجاهت: وجیها
– صلوات و رحمت و مغفرت: صلوات ورحمه ومغفره
– حیات و ممات محمدی: محیای محیا…
– لعن شخص: اللهم العن اباسفیان و…
– تأکید در لعن شدید: فضاعف، جمیعا، خص
– درخواست عذاب دردناک: العذاب الالیم
– تقرب با برائت و ولایت: اللهم انی اتقرب
– لعن شخصیت: اول ظالم وآخر
-شفاعت: اللهم ارزقنی شفاعه الحسین
– ثبوت قدم در راه حسین(ع): وثبت لی قدم صدق
 
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
 
در جامعه عربی هم اسم و هم کنیه داریم، اعراب از زمانی که فرزندشان به دنیا می‌آید، معمولاً برای او به غیر از اسم کنیه هم قرار می‌دهند که در اکثر موارد فرزند آن شخص همان نام مذکور در کنیه را دارد، مثلاً حضرت علی(ع) ابوالحسن است و نام فرزند ارشد ایشان حسن(ع) یا امام صادق(ع) اباعبدالله است و امام حسین(ع) که اباعبدالله است فرزندی به نام عبدالله رَضیع داشته است.
 
عبدالله به معنای بنده خدا و از آنجا که هر کسی بعد از واقعه عاشورا خداوند را عبودیت می‌کند مدیون خود سیدالشهدا(ع) است، بنابراین امام حسین(ع) پدر تمام بندگان خدا است، یعنی هر کس که خداوند را عبودیت می‌کند مدیون خون سیدالشهدا(ع) است، پس می‌توان گفت که امام حسین(ع) پدر تمام بندگان خدا است، چرا که اسلام توسط پیامبر(ص) ابلاغ شد و توسط قیام امام حسین(ع) جاویدان و باقی ماند، اگر قیام امام حسین(ع) نبود، الان هیچ مؤمن واقعی وجود نداشت، به همین جهت گفته‌اند: «الاسلام نبوی الحدوث وحسینی البقاء» چرا که اسلام فقط و فقط آن است که سیدالشهدا(ع) بیان می‌کند و هر آنچه یزید ترویج می‌کند، کفر مطلق است.
 
منظور از لعین و ابن اللعین کیست؟
 
-منظور یزید بن معاویه بن ابی سفیان است که هم یزید و هم معاویه و هم ابوسفیان از زبان پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم مورد لعن قرار گرفته‌اند و این همان زمانی اتفاق افتاد که پیامبر(ص) در خواب دید میمون‌ها از منبرش بالا می‌روند و آیه ۶۰ سوره اسراء نازل شد و بنی‌امیه را شجره ملعونه معرفی کرد.
 
شادی آل زیاد و آل مروان چگونه بود؟
 
آنان روز عاشورا را به عنوان روز پرخیز و برکت خود قرار دادند و دستور به روزه‌داری این روز کردند و اهل بیت(ع) از روزه روز عاشورا به دلیل عدم شباهت با بنی‌امیه نهی کردند(نهی اعافتی=مکروه) در مورد این مطلب حدیثی از امام صادق(ع) در کتاب مصباح متهجد نوشته شیخ طوسی نقل شده است.
 
 
 
منظور از ارواحی که به درگاه امام حسین(ع) سر تعظیم فرود می‌آوردند، چیست؟
 
«حَلَت» به معنای وارد شدن همراه با کرنش و خضوع است، یک وقت شخص با احترام و تواضع به انسان وارد می‌شود، به این حالت حلول گفته می‌شود در زیارت عاشورا سلام می‌دهیم به روح‌هایی که در مقابل عظمت امام حسین(ع) حلول کردند یعنی با تمام تواضع به درگاه ایشان آمدند که در درجه اول منظور یاران سیدالشهدا(ع) که در کنار حضرت در پایین پای او جسم آن‌ها قرار دارد و در مرحله دوم ارواح تمام انبیاء، صالحین، شهدا و مؤمنان است که در برابر عظمت حرکت سیدالشهدا سر تعظیم نهاده‌اند.
 
چرا در بین همه ظالمان عبیدالله بن زیاد عمر سعد شمر یزید مورد لعن صریح واقع شده‌اند و بقیه قاتلان مثل خولی، نسان و … اسمشان در زیارت عاشورا نیامده است؟
 
اولاً اینها کسانی بودند که فرماندهی را به عهده داشتند، ثانیاً کسانی بودند که بیشترین ظلم را مرتکب شدند، ثالثاً کسانی بودند که شناختشان نسبت به امام حسین(ع) بیشتر از بقیه بود، رابعاً قرار نیست که هر کسی که مورد لعن است نامش در زیارت بیاید و خداوند از باب نمونه به چند تن از ظالمان اشاره شده است و عبارت «ولعن الله اُمه قتلتکم» همه قاتلان کربلا را در بر می‌گیرد، خامساً در زیارت ناحیه امام هادی(ع) تک تک قاتلان نام برده شده و لعن شده‌اند همانند حرمله، خولی و…
 
مگر منتقم خون امام حسین(ع) امام زمان(عج) نیست، پس بقیه شیعیان چه کاره هستند که خداوند می‌فرمایند طلب خون امام حسین(ع) را به همراه حضرت مهدی(عج) را نصیب کند؟
 
-منتقم اصلی خداوند است، حضرت مهدی(عج) مجری این طرح است، خداوند ابلاغ می‌کند، امام اجرا می‌کند، ولی به واسطه شیعیان، یعنی این گونه نیست که خود حضرت یکی یکی قاتلان و مجریان را قصاص کند، بلکه شیعیان او که در زمان ظهور هستند این کار را انجام می‌دهند.
 
چرا به امام زمان(عج) امام منصور می‌گویند؟
 
در بین تمام اهل بیت(ع) دو معصوم بوده‌اند که توسط خداوند منصور به رعب (وحشت) هستند، یکی پیامبر اکرم(ص) و یکی حضرت مهدی(عج)، در مورد پیامبر(ص) قرآن می‌فرماید: در جنگ بدر و جنگ احزاب خداوند وحشت و الرعب را در قلوب کفار جای داد، به وسیله نزول سه هزار ملک در جنگ بدر، در آیه ۱۲۴ آل عمران و سوره انفال آیه ۶۵، امام صادق (ع)فرمودند: فرزندم مهدی نیز به وسیله رعب و وحشتی که در دل دشمنانش افکنده می‌شود خداوند او را یاری می‌کنند، منصور یعنی کسی که توسط خداوند یاری شده است.
 
منظور از مقام محمود در زیارت عاشورا چیست؟
 
در آیه ۷۹ سوره اسراء خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که نماز شب را بپادار امید است که به مقام محمود برسی، در روایت امام صادق(ع) دارد که منظور از مقام محمود مقام شفاعت اهل بیت(ع) است، در زیارت جامعه کبیره اشاره شده است، از خداوند می‌خواهیم که ما را به آن مقام شفاعت برساند امام صادق(ع) فرمودند: زائر امام حسین(ع) خودش شافع محشر است و هر کس به غیر از دشمنان اهل بیت(ع) را می‌تواند شفاعت کند و یا اینکه طبق فراز سجده زیارت عاشورا به شفاعت امام حسین(ع) برسد.
 
منظور از مضاعف شدن لعن چیست؟
 
لعن به معنی دوری از رحمت خدا و رسیدن به عذاب الهی ،لعنت خدا  برای برخی چون پایه گذار بنیان ظلم و برپادارنده ی بدعتها بوده اند چند برابر می‌شود در زیارت عاشورا از خدا می‌خواهیم که لعنت خود را بر بنی‌امیه مضاعف گرداند.
 
مگر جهاد یک واژه مقدس نیست، پس چرا زیارت عاشورا دشمنان امام حسین(ع) را با لفظ «جاهدت الحسین» یاد کرده است؟
 
جهاد یک معنای لغوی دارد که به معنای تلاش و کوشش است، در قرآن کریم به همین معنا به کار رفته است، در سوره لقمان آیه ۱۵ «وَاِن جاهداک» اگر پدر و مادر تلاش کردند تو را مشرک کنند، از آن‌ها اطاعت مکن و همین معنا در این فراز زیارت به کار رفته است، خدا لعنت کند گروهی را که علیه امام حسین(ع) در جنگ با او به هر نحوی تلاش کردند که پسر پیامبر(ص) را شهید کنند، چه با تیر چه با سنگ و … این معنا با جهادی اصطلاحی که ششمین فرع از فروع دین اسلام است تفاوت دارد، جهاد در اینجا به معنی تلاش است و در زبان عربی به هر تلاشی جهاد می‌گویند.
 
مگر حضرت علی اکبر(ع) جزو اولاد امام حسین(ع) نیست، پس سلام به صورت کلی بر اولاد حسین(ع) کافی بود، چرا علی اکبر(ع) را سلام اختصاصی دادند؟
 
در بین فرزندان امام حسین(ع) که در کربلا به شهادت رسیدند، هیچ کس مقامش به اندازه علی اکبر(ع) نیست، برای همین امام سجاد(ع) او را در یک قبر ویژه پایین پای پدرش دفع کرد، ولی بقیه ی شهدای کربلا مانند قاسم(ع)، عبدالله(ع)، عون(ع)، عثمان(ع)، جعفر(ع) و … را که شانزده نفر بودند، را در یک گور دسته جمعی دفن کرد و این خود امتیاز علی اکبر(ع) به سایر شهدای اهل بیت(ع) را می‌رساند، شخصیتی که در خلق و خُلق و سخن شبیه پیامبر(ص) بوده است و البته چون داغ علی‌اکبر(ع) بر سیدالشهدا بسیار گران بود، خدا در زیارت عاشورا با سلام خاص به علی اکبر(ع) تسلی به سیدالشهدا(ع) نیزمی‌دهد.
 
ویژگی‌های اصحاب امام حسین(ع) چیست که خدا به آن‌ها سلام می‌دهد؟
 
اصلی‌ترین ویژگی یاران امام حسین(ع) شناخت امام زمان است، شناختی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس آن شناخت را نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است و جایگاه اصحاب امام حسین(ع) در روزگاری که نزدیک ۳۰ هزار نفر علیه امام زمانشان شمشیر کشیده‌اند معلوم می‌شود.
 
از طرف وهابی‌ها مطرح می‌شود امام حسین ۱۳۷۰ سال پیش از دنیا رفته است، چرا الان به زیارتش می‌روید و به او سلام می‌کنید، این کار شما چه فایده‌ای دارد؟
 
اولاً زیارت قبور مؤمنان جزو سیره پیامبر اکرم(ص) است، در صحیح مسلم روایت شده است که پیامبر(ص) به زیارت قبور بقیع می‌رفتند و این گونه می‌فرمودند: «السَّلامُ عَلى‏ اَهْلِ الدّیارِ مِنَ المُسلِمینَ وَالمُؤمِنینَ أَنْتُم لَنا فَرَطٌ وَنَحْنُ اِنْ شاءَ اللّهُ بِکُمْ لاحِقُونَ»، این روایت پیامبر(ص) را هم اکنون در قبرستان بقیع تابلو کردند، یعنی خود وهابی‌ها این کار را کرده‌اند و در آنجا قرار داده‌اند، پس یکی از پاسخ‌هایی که با روش خودشان می‌توان به وهابی‌ها داد، همین است که خطاب به قبور معمولی سلام می‌دهید، حال اینکه به حضرت سیدالشهدا(ع) می‌رسد، به شیعه اشکال می‌کنید که چرا زیارت می‌کند و سلام می‌دهد.
 
ثانیاً خود وهابی‌ها به زیارت پیامبر اکرم(ص) می‌روند می‌گویند: «السلام علیک یا رسول‌الله اشهد انک … جاهدت فی سبیل الله» این عبارت بین اذان و اقامه از تلویزیون سعودی همیشه پخش می‌شود و در مکتب شیعه سلام بر هر یک از ائمه همانند سلام بر رسول خداست.
از منظر مکتب شیعه اعتقادمان این است که روح امام معصوم هیچ تفاوتی در زمانی که در حیات است با بعد از مماتش ندارد، بنابراین در زیارت ائمه می‌خوانیم: «اشهد انک تشهد مقامی وتسمع کلامی وترد سلامی وانک حی عند ربک مرزوق»، شهادت می‌دهم که شما جایگاه من را می‌بینید و جواب سلام من را می‌دهید، سخنم را می‌شنوید و سلامم را پاسخ می‌دهید، شهادت می‌دهم که زنده‌اید و در نزد خداوند از روزی بهرمندید.
 
و جمله معجزات و کراماتی که در حرم ائمه به خصوص حرم امام رضا(ع) صادر و ساطع می‌شود، تصدیق مطلب فوق است اینکه مثلا بیمار سرطانی یا نابینایی شفا یافته است، نشان از ارتباط اهل بیت(ع) با دنیا حتی پس از شهادتشان دارد.
 
شبهه دیگری که وهابیت مطرح می‌کند این است که به جای اینکه یزید، معاویه، ابوسفیان را لعن کنید که از دنیا رفتند، بهتر نیست به جای زبان لعن و نفرین که شما برای آن‌ها گشوده‌اید، دست به دعا بردارید تا خداوند از سر تقصیرات آن‌ها بگذرد؟!
 
این افراد انسان‌هایی هستند که اهل عناد، حقد، کینه و معاند هستند، اگر یزید دوباره زنده شود، به همان ترتیب واقعه عاشورا را رقم می‌زند، یعنی این طور نیست که بخواهند هدایت شوند، همچنین این شیوه قرآنی است که شخصی را لعن کنیم، در قرآن کریم هم لعن شخص و هم لعن شخصیت داریم، در قرآن کریم خداوند به صراحت ابلیس را لعن می‌کند: «وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَهَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ»، همچنین ابوالهب، اصحاب سبت «لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ»، اصحاب اخدود و ….
 
یکی از دلایلی که قرآن با نام اشخاص را نام می‌برد و لعنت می‌کند این است که ممکن است در گذر تاریخ به فراموشی سپرده شوند، لذا اگر در زیارت عاشورا یزید، معاویه و ابوسفیان، آل زیاد، آل مروان، آل بنی‌امیه، عمر بن سعد و شمر را لعنت نمی کردند، امکان داشت که سه نسل آینده نداند که چه اتفاقی رخ داده است و چه افرادی مسبب این واقعه هولناک بوده‌اند، مثلاً اینکه چه کسی فرمانده سپاه دشمن را بر عهده داشته است، پس این سیاست خدا در زیارت عاشوراست که از کسانی که بانیان این ظلم بودند، به صراحت و با نام شخصی مانند ابوسفیان، معاویه، یزید بن معاویه و … نام ببرد، البته در زیارت دیگری امام هادی(ع) تک تک قاتلان را حضرت(ع) نام می‌برد و لعن می‌کند تا از تاریخ پاک نشود و کسی تاریخ را تحریف نکند.

ندبه ی عارفانه و مجاهدانه ی عقیله ی بنی هاشم روحی و ارواحنا له الفداء


فقامت زینب بنت علی ـ علیه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10). اظننت یا یزید ـ حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علی الله هواناً و بک علیه کرامة!! و ان ربک لعظیم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت فی عطفک، جذلا مسرورا، حین رایت الدنیا لک مستوسقة، و الامور متسقة و حین صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انیست قول الله عزوجل: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» (سوره ‌آل عمران، آیة 178). 


امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟! قد هتکت ستورهن، و ابدیت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الی بلد، و یستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و یتصفح وجوههن القریب و البعید، و الدنی و الشریف، لیس معهن من رجالهن ولی، و لا من هماتهن حمی، و کیف ترتجی مراقبة من لفظ فوه اکباد الاذکیاء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کیف یستظل فی ظللنا اهل البیت من نظر الینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غیر متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: یا یزید لا تشل.

منتحیاً علی ثنایا ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید شباب اهل الجنة تنکتها بمخصرتک. و کیف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحة، و استاصلت الشافة، باداقتک دماء ذریة محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و نجوم الارض من ‌آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشیاخک، زعمت انک تنادیهم! فلترون و شیکاً موردهم، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت. اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و قتل حماتنا.

فوالله مافریت الاجلدک و لا حززت الا لحمک، و لتردن علی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذریتة و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته و حیث یجمع الله شملهم ویلم شعشهم و یاخذ بحقهم «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصیماً و بجبرئیل ظهیراً، وسیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین، بئس للظالمین بدلا و ایکم شر مکاناً و اضغف جنداً.

و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک، انی لاستصغر و قدرک، و استعظم تقریعک و اسثتکثر توبیخک، لکن العیون عبری، و الصدور حری. الا فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء، فهذه الایدی تنصح من دمائنا، و الافواه تتحلب من لحومنا، و تلک الجثث الطواهر الزواکی تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شیکا مغرما، حین لا تجد الا ما قدمت یداک، و ماربک بظلام للعبید، فالی الله المشتکی. و علیه المعول فکذکیدک، واسع سعیک، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تمیت وحینا، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها، و هل رایک الافندا و ایامک الاعددا، و جمعک الا بددا، یوم ینادی المناد، الا لعنة الله علی الظالمین، فالحمد لله الذی ختم لاولنا بالسعادة و المغفرة، و الاخرنا بالشهادة و الرحمة. و نسال اللدان یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید، و یحسن علینا الخلافة، انه رحیم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکیل.

*ارشاد شیخ مفید،ص479

 

 پس از درخواست مرد سرخ پوستی از اهل شام برای کنیزی گرفتن فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام *ـ از یزید، و جلوگیری زینب ـ سلام الله علیها ـ از این کار و گفتگوهای تند بین یزید و ایشان و زدن چوب خیزران بر لبهای مبارک امام ـ علیه السّلام ـ بود که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ برخاست و خطبه آتشینی ایراد کردند.
فرازی از خطبه: بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریة او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می‌کند پراکندگی ایشان را، و می‌گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می‌خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت.

و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می‌شمارم، این جزع و بی تابی که می‌بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است.

چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم.


ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.


هدف معلای عاشورای حسینی

عکسی دیده نشده از عزاداری امام(ره)
اللهم إنّک تعلم ما کان منا تنافسا فی سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک و یأمن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک.

 

حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام فرمودند: بار خدایا! تو می دانی که آنچه از ما اظهار شده برای رقابت در قدرت و دستیابی به کالای دنیا نیست، بلکه هدف ما این است که نشانه های دینت را به جای خود برگردانیم. و بلادت را اصلاح نماییم تا ستمدیدگان از بندگانت امنیت یابند و به واجبات و سنت‌ها و دستورهای دینت عمل شود.