

واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی دارد. آثار چهل روز اخلاص، حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، قرائت دعای عهد در چهل صبح، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین، استحباب زیارت اربعین و... از جمله مواردی است که جایگاه این عدد را در معارف اسلامی بیان میدارد.
مهمترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهداء، روایت مرسلهای از امام حسن عسکری(ع) است که نشانههای مؤمن را پنج چیز دانسته و یکی از آنها را زیارت اربعین عنوان نمودهاند.
افزون بر این، امام صادق(ع) زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.
حضرت امام صادق(ع) در ابتدای زیارت اربعین با پنج سلام، ارادت خود را به آستان اباعبدالله ابراز میدارد و زائر، با عرض این سلامها خود را به پیشگاه آن حضرت نزدیک میکند و با تکرار آنها روح و روان خود را از زشتیها و پلیدیها پاک مینماید.
حضرت امام صادق(ع) در بخشی از زیارت اربعین میفرماید: «خدایا! امام حسین(ع) جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد».
چهل روز گذشت... در آن غروب خونآلود، هنگامیکه خنجر شقاوتها و نامردیها، گلوی آخرین مبارز را درید، آنگاه که زنان و فرزندان داغدیده در میان رقص شعلههای آتش خیمههایشان، به سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند، دشمن به جشن و سرور ایستاد، خیابانها و کاخها را برای جشنها مهیا ساخت و به انتظار ماند تا در میان دلهای چون لاله پر خون اسرا به برپایی جشنی تمسخرآمیز بپردازد.
اما زینب، این ستون پابرجای کاروان اسرا همه چیز را بهگونهای دیگر رقم زد. بهراستی چه کسی میداند چگونه زینب با وجود سنگینی کوهی از مصائب بر شانههایش، بغض غمها را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت.
با سخنان زینب، کربلا به بلوغ رسید و خون شهدا جوشید و جوشید تا آن جویبار خونی که در غریبانهترین حالت ممکن بر زمین جاری شده بود، در اربعین حسینی، رودی خروشان شد. چهل روز بود که یزیدیان جز رسوایی و بدنامی چیزی ندیده بودند و بزم و شادیشان آلوده به شرم و ندامت شده بود. چهل روز بود که درخت اسلام ریشه در خون شهدا، استوارتر و راسختر از همیشه، بهسوی فلک قد میکشید.
دلیل ماندگاری اندیشهامام حسین(ع(
بالاترین معرفت در مکتب امام حسین(ع) دریافت عظمت حق و خداترسی است. این امام بزرگوار کسی مثل یزید را شایسته رهبری مسلمانان نمیدانست؛ چون یکی از نقطهضعفهای یزید بیپروایی در برابر خداوند بود. از بعد دیگر مکتب امام حسین(ع) حقمحور بوده و بر پایه آزادگی بنا شده است و پارسایی و وارستگی از ویژگیهای بارز امام و یارانش به شمار میرود. عدالتخواهی یکی از برجستهترین وجوه قیام است، قیامی که برای اجرای حدود الهی اتفاق افتاد. به گفته امام حسین(ع) اصحابش بهترین یاران یعنی بیداردل، پرواپیشه و در برابر دشمن سازشناپذیر بودند. کرامت و عزتنفس از خصوصیات آنان بود و فداکار و فروتن و ازخودگذشته بودند و همین ابعاد باعث جاودانگی آرمان و اندیشه این قیام به شمار میرود.
مقام معظم رهبری:
«زینب کبری(س)، به مقتدرترین سلاطین زمان خودش در وقتی که خود او اسیر در دست آن سلطان ظالم و سفاک است، میگوید که هر کاری میتوانی بکنی، بکن اما نخواهی توانست ما را از صحنه تاریخ بیرون ببری و راه ما را محو کنی تا بشریت نتواند این راه را برود»
«بخش عمدهای از حماسه بزرگ ماندگار عاشورا متعلق به حضرت زینب کبری(س) است».
«حضرت زینب آن کسی است که از لحظه شهادت امام حسین، این بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و باکمال اقتدار، آنچنان که شایسته دختر امیرالمؤمنین است در این راه حرکت کرد».
«گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج چندینساله زینب کبری از این قبیل است.
احادیث مربوط به اربعین
قال ابومحمد الحسن العسکری(ع): «عَلاماتُ المُؤْمِنِ خمْس: صَلاةُ الْخَمْسِین، وَ زِیارَةُ الْأرْبِعَینِ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیمِینِ، وَ تَعفیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم؛ امام حسن عسکری(ع) فرمود: نشانههای مؤمن پنج چیز است: پنجاه رکعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاردن، بسمالله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن»(وسایل الشیعه/ج10/ص375)
قال ابوجعفر(ع): «زِیارَةُ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ(ص) وَ زِیارَةُ قُبُورِ الشُّهَداءِ وَ زِیارَةُ قَبْرِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی(ع) تَعْدلُ حَجَّةً مَبْرُورَةً مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ؛ امام باقر(ع) فرمودند: زیارت قبر رسول خدا وزیارت مزار شهیدان و زیارت مرقد امام حسین(ع) معادل است با حج مقبولی که همراه رسول خدا(ص) به جا آورده شود».(مستدرک ال وسائل/ج1/ص266)
عن النبی(ص) قال: ... «وَ هِی أطْهَرُ بُقاعِ الْأرْضِ وَ أعْظَمُها حُرْمَةً وَ إِنَّها لِمَنْ بَطحاءِ الْجَنَّة؛ پیامبر(ص) میفرمایند: کربلا پاکترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعهها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است».(بحارالانوار/ج98/ص115)
امام صادق(ع): «یا زُرارَة! إِنَّ السَّماءَ بَکَتْ عَلی الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَتْ أرْبَعینَ صَباحاً بِالسَّواءِ وَ إِنًّ الشَّمْسَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالْکُسُوفِ وَ الْحَمْرَةَ... وَ إِنَّ الْمَلائکَةَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً عَلَی الْحُسَینِ(ع)؛ ای زراره، آسمان چهل روز بر حسین(ع) خون گریه کرد و زمین چهل روز برای عزای آن حضرت گریست به تیره و تار شدن و خورشید با کسوف و سرخی خود چهل روز گریست... و ملائکه الهی برای آن حضرت چهل روز گریستند».(مستدرک الوسائل/ج10/ص314)
در تاریخ ضبط است که هشام بن عبدالملک به حج آمده بود و کثرت جمعیت مانع شد که حجرالاسود را استلام کند. پس در گوشهای برای او فرشی انداخته و نشسته بود که امام سجاد علیه السلام وارد طواف شد و وقتی به حجرالاسود رسید، مردم کنار رفتند و حضرت مکرّر استلام نمود. هشام فوق العاده ناراحت شد. یکی از اطرافیان پرسید: این مرد کیست که مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل کرد و گفت نمیدانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهه قصیده مفصلی درباره امام سجاد علیه السلام سرود. ما چند بیت از آن قصیده را میآوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:
| هذا الذی تعرف البطحاء و طاته | و البیت یعرفه و الحل و الحرم |
| ما قال لاقط الا فی تشهده | لولا التشهد کانت لانه نعم |
| یغضی حیاء و یغضی من مهابته | فما یکلم الا حین یبتسم |
| من معشر حبهم دین و بغضهم | کفر و قربهم منجی و مقتصم |
| مقدم بعد ذکر الله ذکرهم | فی کل فرض و مختوم به الکلم |