فضایل امام سجاد (ع) درنگاه فرزدق
در تاریخ ضبط است که هشام بن عبدالملک به حج آمده بود و کثرت جمعیت مانع شد که حجرالاسود را استلام کند. پس در گوشهای برای او فرشی انداخته و نشسته بود که امام سجاد علیه السلام وارد طواف شد و وقتی به حجرالاسود رسید، مردم کنار رفتند و حضرت مکرّر استلام نمود. هشام فوق العاده ناراحت شد. یکی از اطرافیان پرسید: این مرد کیست که مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل کرد و گفت نمیدانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهه قصیده مفصلی درباره امام سجاد علیه السلام سرود. ما چند بیت از آن قصیده را میآوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:
| هذا الذی تعرف البطحاء و طاته | و البیت یعرفه و الحل و الحرم |
| ما قال لاقط الا فی تشهده | لولا التشهد کانت لانه نعم |
| یغضی حیاء و یغضی من مهابته | فما یکلم الا حین یبتسم |
| من معشر حبهم دین و بغضهم | کفر و قربهم منجی و مقتصم |
| مقدم بعد ذکر الله ذکرهم | فی کل فرض و مختوم به الکلم |
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:56 توسط محمد علی دستگردی
|