💔السلام علیک ایهُا الطِفلُ الرَضیع

🌷امام علی اصغرش را در آغوش گرفت و به سوی قوم رفت، خطاب به قوم فرمودند:
«یا قوم ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل امّا ترونه کیف یتلظی عطشا»
ای قوم اگر به من رحم نمی‏کنید پس به این کودک رحم کنید، آیا او را نمی‏بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگی، دهان را باز و بسته می‏کند؟

🌷هنوز سخن امام تمام نشده بود‌که به اشاره عمربن سعد، حرمله بن کاهل اسدی گلوی نازک او را هدف تیر سه شعبه‏ اش قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد و علی اصغر از گوش تا گوش روی دستان امام ذبح گردید.
«ثمَّ تَلْقَّی الْدَّمَ بِکَفَّیْهِ فَلَمّا امْتَلأتا؛ رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُمَّ قالَ: هَوْنٌ عَلَیَّ ما نَزَلَ بی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللهِ»

🌷امام کف هر دو دست مبارکشان را به زیر خونی که از گلوی کودک می آمد بردند و چون کف دستانشان پر از خون شد، خون را به سوی آسمان پرتاب نمودند و فرمودند:
اين مصيبتی که بر من وارد شد برایم آسان است، چرا كه در برابر دیده ی خداست.

🌷امام باقر عليه السلام درباره آن لحظه سوزناک فرمودند: «فَلَمْ يَسْقُطْ مِنْ ذلِكَ الدَّمِ قَطْرَةٌ إِلَى الاَْرْضِ»
از آن خون پرتاب شده بسوی آسمان، قطره اى به زمين برنگشت!

🕯همچنین نقل شده است که امام با مشاهده این واقعه گریست و فرمود:
پروردگارا! تو خود میان ما و این مردم داوری فرما که ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند اما ما را به قتل رساندند.

🤲يا ربَّ الحُسَين بِحَقِّ الحُسَين اِشفِ صَدرِ الحُسَين بِظُهورِ الحُجَّة